(Memory of unknown)‌

اینجا ناشناس مینویسد... اگه حرفی زدم که ناراحت شدید معذرت میخوام
(Memory of unknown)‌

(Memory of unknown)‌


اینجا ناشناس مینویسد... اگه حرفی زدم که ناراحت شدید معذرت میخوام


زندگی آسان یا سخت می گذرد بدون اینکه ما در گذر آن دخل و تصرفی داشته باشیم تنها خداست که قدرتمند و آفریننده این جهان پراز رمز ورازاست اما این ما هستیم که چگونه گذر این روزها را تعیین میکنیم با اعمال و رفتارمون و با عشقی که نثار همدیگر میکنیم و اگه همه تصمیم بگیریم که از خودمون برای ساختن یک زندگی ایده آل شروع کنیم مطمئن باشید که هیچ بدی تو هیچ جای جهان وجود نخواهد داشت پس خوب باشیم و خوبی کنیم تا خوبی نسل به نسل منتقل بشه🤗😍😍😄

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۳۱ شهریور ۹۶، ۲۲:۲۶ - Aramam .F
    زیبا:)
  • ۳۱ شهریور ۹۶، ۱۳:۳۴ - milad mirshekar
    عالی
نویسندگان
  • ۳
  • ۰

آب را گل نکنید

 بوی محرم می آید...!
کاش سهراب اینگونه میگفت:
آب را گل نکنید . . .!
شاید از دور علمدار حسین (ع)
مشک طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا که از این آب روان،
پر کند مشک تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر (ع) بی شیر رباب (س)
نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .!
🖤🏴🏴
#آب_را_گل_نکنید_. . . . !
_______________________
آغاز ماه محرم رو به همه تسلیت میگم 😔😢
  • ۶
  • ۰

اندکی تامل

(پست ثابت)

زندگی هم چون دریاست که ما آدم ها سوار بر موج هایی از آن هستیم ...

زمانی که دریا آرام است زندگی ماهم بی دغدغه و ملایم پیش می رود و گاهی موج ها آن چنان بلندند که از بالایش به پایین پرت میشویم .
درست حکایت پرفراز و نشیب این روزهایمان است. روزهایی که میگذرد آنچنان که گاهی گذرش را احساس نمیکنیم ، متوجه نمیشویم هرروز که میگذرد یک ورق از عمرمان را هم با خود میبرد به کجا ؟ آن را هم نمیدانیم ...
خیلی چیز ها در دنیایمان را نمیدانیم اینکه واقعا از کجا آمده ایم و به کجا میرویم.
هرچند همیشه شنیده و خوانده ایم و همه ی خوانده ها و شنیده هایمان سرچشمه از کتاب آسمانیمان دارد که نسل های گذشته مان از پیامبرانمان نسل به نسل برای مان نقل کرده اند .
و ما با این فکر بزرگ شدیم و طرز فکر و عقیده ی مان شکل گرفت .
این حدیث از پیامبر اکرم (ص) را خیلی دوست دارم که می فرمایند: 《 بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین ، کسانی هستند که در روزگاران آینده زندگی میکنند ، پیامبرشان را ندیده اند ، امام آن ها در غیبت است و فقط به سبب خواندن قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) و تفکر در آن ها ایمان می آورند. 》
نمیخواهم خودم را بزرگ جلوه دهم که اصلا اینگونه نیستم ولی یاد گرفتم و خودم به این باور رسیدم که دوست داشته باشم و بپذیرم هرچند ندیدم و کس دیگری هم ندیده دنیایی را که وعده اش را به ما داده اند ، اما دوستش بدارم و بترسم از جزای اعمالم به همین دلیل است که عذاب میکشم وقتی اشتباهی را مرتکب میشوم خداروشکر با این که بی گناه نیستم ولی هنوز وجدانم بیدار است و تنبیه ام میکند .
بهشت و جهنم ؛ هرکدامش دنیایی از حرف را در خود جای داده است و میشود ساعت ها راجع به آن حرف زد .
چندی پیش یکی از دوستانم از من پرسید که اگر من و خانواده ام هرکدام در بهشت و جهنم و جدا باشیم آیا دلمان برای هم تنگ نمیشود آیا ناراحت نمیشویم ؟ گفت خداوند که این قدر مهربان است مطمئنا حاضر نیست بنده اش را ناراحت ببیند پس چگونه است ؟ و من قرار شد در این موضوع تحقیق کنم که البته تحقیق کردم ولی جوابم را درست نگرفتم یک جورایی در این باره چیزی نبود یا شاید من خوب نگشتم تا پیدا کنم ولی به هرحال دوستم فراموش کرد و دیگر نپرسید یا شاید ناامید شد از رسیدن به جوابش...
میبینید خیلی چیز ها هستند که جوابی برایش پیدا نمیکنیم این است که میگویم .
ای کاش اماممان هرچه زودتر ظهور کنند.(اللهم عجل لولیک الفرج)
همیشه این مثال را برایمان زده اند خورشید پشت ابر را نمیبینیم ولی آیا از نورش استفاده نمیبریم؟
مثال خوب و قابل لمسی است و البته مصداق حدیث امام زمان (عج) هم هست و اینکه به نظرم خیلی چیزهایی که ندیده ایم را در زندگی پذیرفته ایم پس چه بسا باید وظیفه ی مان در این دنیا را هم بپذیریم باید قبول کنیم که این دنیا تمام شدنی است و ما فقط آمدیم که توشه ی مورد نیازمان را با خود ببریم نیامده ایم که محو زیبایی هایش بشویم و هدف آمدنمان را فراموش کنیم و در این هزار توی دنیا گم شویم . همه وظیفه دادند همدیگر را راهنمایی کنند تا راه درست را پیدا کنند این یعنی امر به معروف و نهی از منکر این کار را خیلی انجام داده ایم از بچگی از وقتی کلاس اول بودیم و بغل دستیمان نمیتوانست تمرینی را حل کند و ما به او یاد میدادیم وقتی پدر و مادر به ما میگفتند این کار را نباید بکنید و ما اگر کسی را میدیدیم که آن کار را انجام میدهد به او تذکر میدادیم . اما الان ما بزرگ شده ایم و آنقدر درگیر مشکلات شده ایم که فراموش کردیم وظیفه ی اصلیمان چیست و جذب فرعیات زندگی شدیم دیگر فراموش کردیم که بغل دستیمان را کمک کنیم و از اشتباه کردنش لذت میبریم و او را دست مایه ی خنده ی مان قرار میدهیم .
ساده دل می شکنیم و فراموش کردیم که وقتی کودک بودیم و ناراحت میشدیم و دلمان میشکست و کسی به ما میگفت بالای چشمت ابروست چه قدر گریه و زاری میکردیم و غصه می خوردیم اما الان به راحتی دل میشکنیم به راحتی قضاوت میکنیم و درک نمیکنیم که طرف مقابلمان هم آدم است و دل دارد دلش که بشکند وااای برما ... خدا قاضی خوبی است خوب تنبیه مان میکند
حق الناس است حق خدا نیست که بگوید می بخشم دل بنده ی عزیزش را شکسته ایم .
او که به خاطرش شیطان را از درگاهش راند . مواظب باشیم از درگاه خداوند رانده نشویم که وای برما که تنهاترین تنها میشویم.
اشتباهاتمان یکی دوتا که نیست خوب نگاه کنیم خیلی از ماها که یک دفعه از بالا به پایین پرت شدیم چوب اشتباهاتمان را میخوریم
پس اندکی درنگ برای اشتباهاتی که مرتکب شدیم نه برای گفتن
خدا چرا من ؟
زندگی تبلور اعمالی است که انجام میدهیم .
و خوشا به حال آدم های صبور که از بخشش و امید خداوند ناامید نمیشوند و به راهشان ادامه میدهند..‌.
باشد که ماهم روزی بنده ی خوب پروردگارمان باشیم.
الهی آمین
طولانی شد ببخشید :()

  • Unknown 96
  • ۱
  • ۰

شوخی که نیست

شوخی که نیست
"احساس است"
زمانی که لَمس میکند دوست داشتن را در وجود یک نفر؛
زمانی که حِس میکند خنده ای از ته دل را در کنار شوری اشک ؛
زمانی که ضَربان تند قلبش،  در کنار یار برایش هنوز هم شوقی تازه دارد ؛
"نمیشود"
یکهو زیر تمام خواسته ها زد 
نمیشود جانم
"این"احساس اگر کور بشود 
چگونه میخواهد یکی دیگر را لَمس کند و برایش آشِنا باشد طعمِ عشق؟ 
چگونه میتواَند اشک شوق را لَبخند بزند؟ 
شوخی که نیست
احساس است 
سَنگ که شود، چوبه ی دار نه
ولی ضَربه ی عَظیم چوبِ خدا را خواهی خورد
شوخی که نیست... 
#ساحل_مدرسی
  • Unknown 96
  • ۴
  • ۰

عادت می کنم

تلخ است ولی
آدمها به همه چیز عادت میکنند.
به تلخی و زشتی جهان عادت میکنند.
به زیبایی هایش عادت میکنند.
به بودن ها عادت میکنند.
به نبودن ها هم عادت میکنند!
خواستم بگویم که غصه ی مرا نخور جانم!
عادت میکنم به نبودنت...
عادت میکنم به شب بیداری...
عادت میکنم به مردن در آغوش خاطره هایت...
من به همه چیز عادت میکنم!
سخت است عزیزم
سخت است.
ولی من عادت میکنم.
تنها چالش پیش رویمان، پاییز آینده است.
پاییزی که می آید و تو کنارم نیستی.
پاییزی که میبارد و تو کنارم نیستی.
غضه نخور جانم!
من عادت میکنم!
آنقدر که اگر ابرهای پاییز عاشقانه هایشان باریدن گرفت،
بی چتر و کلاه به دل خیابان میزنم.
میروم زیر باران چرخ میخورم،
آواز میخوانم،
به نبودنت خیره میشم،
و بی رحمانه میخندم
  • Unknown 96
  • ۵
  • ۰
عمر میگذرد
و من بیش تر میفهمم
که هیچ چیز در دنیا
ارزش گریه کردن را ندارد!
ما آدم ها مدام چیزهایی که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم
در سرزمین افکارمان میچرخانیم و دور میکنیم و همین باعث میشود در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم!
شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین لحظاتی به وجود آمده اند...
از غصه هایت فرار کن
در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛
و به دنبال هر چیز که شادت میکند روانه شو...
زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد،
چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد
فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی...
#المیرا_دهنوی

  • Unknown 96
  • ۳
  • ۰
بعضی ها را باید خیلی زود کنار گذاشت!
همان هایی که زبان خوب بودن را نمی فهمند...
بی خیال دوست داشتنت می شوند و طوری خودشان را سرگرم اطراف می کنند انگار هرگز نبوده ای…
به خیال خودشان می خواهند عاشق ترت کنند!
حالا تو هر چه می خواهی زجر بکش
شبها بی خواب شو... 
هی پیام بده...
هی زنگ بزن...
مهم نیست که ، به خیال خودشان چون
دست نیافتنی ترند ، قشنگترند …
اینطور آدمها خطرناکند ، اینها را باید با خیالاتشان تنها گذاشت...
اینها را باید خیلی زود کنار گذاشت 
قبل از آنکه از تمام عشق های دنیا بدت بیاید…!

  • Unknown 96
  • ۲
  • ۰

صرفا طنز !

سه تا یارو میرن دزدی، صابخونه بیدار میشه و هر کدوم  میرن تو یه گونی قایم میشن!
  • ۱
  • ۰
صرفا جهت اطلاع فقط 
  • ۱
  • ۰

خوب باش

سادگیم را... . 
یکرنگیم را... 
به پای حماقتم نگذار... 
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم... 
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
  • ۱
  • ۰

خسته :(

سلام 

خسته شدم حال درس خوندن ندارم آه چه کنم یک سال دیگه مونده :(

زمان زیادیه ولی زود میگذره هرچند سخت خواهد گذشت خیلیییی 

دعا کنین واسم :(

کیا امسال کنکورین؟ 

  • Unknown 96
  • ۱
  • ۰

:)

ای عمر ! چیستی؟

که به هرحال ، عاقبت

جز حسرت گذشته ، در آینده ی تو نیست

#فاضل_نظری

 

__________________

فرقی نمی کند چه برایم نوشته دوست 

دشمنام داده است ولی " دستخط " اوست

#فاضل_نظری

________________

کاری به کار عقل ندارم به قول عشق

کشتی شکسته را چه نیازی به نا خدا

گیرم که شرط عشق به جز احتیاط نیست

ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟

#فاضل_نظری

___________________

دلیل عشق ، فراموش کردن دنیاست

وگرنه بین من و دوست 

ماجرایی نیست...

#فاضل_نظری

  • Unknown 96
  • ۲
  • ۰

تنهایی

آدم گاهی دِلَش نه عشق میخواهد نه دوست داشتن های آتشین و رنگـارنگـی که هرکسی آرزوی تجربه کردنش را دارد ، دِلش نمیخواهد کسـی برایش مهربان باشد و صبح به صبح با پیام ها و تماس های محبت آمیز بیدارش کند ، دِلَش نمیخواهد مدام نگران باشد و برای آینده ی نامعلومِ این دوست داشتن ها غصه بخورد ، از دنیای شیرینِ تنهایی أش فاصله بگیرد و خوشی های دوستانه أش را با یک آدمِ دیگر تقسیم کند...

آدم گاهی دِلَش فقط تنهایـی میخواهد و یک جای دِنج که بتواند به وسعتِ تمام غصه هایی که از تنها نبودن به دِلَش نشسته است، گریه کند و بعد از آن برای خودش باشد، بدون حس های مزاحم و ناامیدکننده دوست داشتنش را به اطرافیانش هدیه کند ، با دوستانش وقت بگذراند، با خانواده أش و خودش را بیرون بکشد از مردابِ دوست داشتن های عجیب و غریب این روزها که همیشه یک جایَش مثلِ درِ خانه ای قدیمی می لَنگَد و هیچ کاری هم نمیشود برایشان کرد.

اصلا همه ی آدم ها یکجایی ، بعد از مدت ها تنها نبودن نیاز دارند به آغوشِ تنهاییِشان برگردند و خیلی چیزهارا دوباره بسازند ، روحِ خسته و احساسات ویران شده یشان را ، عقایدشان را، اعتمادشان را ...

نیاز دارند تویِ خیابان های شلوغ شهر تنها قدم بزنند ، تنها خرید کنند و تنها تویِ کافه ای بنشینند و به حالِ خوبشان بخندند ، از شنیدن هیچ تجربه ی عاشقانه ای حسرت نخورند و قَلبشان به تَپِش نَیوفتد ، گوشه ای از پارک بایستند و به بازی بچه ها خیره شوند ، دنبال اهدافشان باشند و برای به تحقق پیوستنشان بِجَنگند، هروقت دلشان خواست گوشی را خاموش کنند و بدون هیچ استرسی دل به زندگیِ واقعی بسپارند، شیطنت هایشان را بگذارند تویِ کیفشان و با خود به همه جا ببرند، برایِ خودِ خودشان نفس بکشند و شاد بودن را با تمام وجود حس کنند.!

تمام آدمها یکجایی از زندگیشان باید به تنهایی هایشان برگردند و برای خودشان باشند، اگر به اینجای زندگی برسید"تنها" بودن اصلا وضعیت خوفناکی نیست!!

.......

هروقت لازم دانستید

به تنهایی هایتان برگردید

خیلی وقتها 

تنها نبودن 

به غم و غصه هایش نمی ارزد...

 

| نازنین عابدین پور |

  • Unknown 96