تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اینجا ناشناس مینویسد... اگه حرفی زدم که ناراحت شدید معذرت میخوام


۹ مطلب با موضوع «ناشناس شناسی» ثبت شده است
‏اسکار بدترین یهویی هم 
میرسه به : یهویی رفتن..
+فردا تولدش است ...

Unknown 96 ۹۶-۷-۲۶ ۱۱ ۸ ۹۵

Unknown 96 ۹۶-۷-۲۶ ۱۱ ۸ ۹۵


از اتفاقات این روزهایم که بگذرم از اتفاق مجهول دیروز نمیتوانم بگذرم .
این روزها که برخلاف همیشه سخت سپری میشوند و من اما مثل همیشه محکم مانده ام بر پاهای خودم و همچنان خودم با سختی ها مقابله میکنم .
دیروز یک عدد ناشناس پیام عجیبی برایم فرستاد و حتی از اصرار من که مبتنی بر معرفی خودش بود سرباز کرد و آن را موکول کرد به بعدا و گفت بعدا خواهم فهمید ...
فکرمیکنم ناشناس بودن من به دیگران هم سرایت کرده است :(((
این روزها کم سردرگمی و ذهن مشغولی دارم هعی هم به آن ها اضافه میشود و اما این ورای همه ی آن مشغولات ذهنی من بود .
آخر انصاف نیست آدم را منتظر بگذارید و ذهنش را درگیر کنید و بگویید بعدا میفهمید اصلا هم که مهم نباشد برای من مهم است چه کنم که کمی کنجکاویم بیش از اندازه است 😥

این را برایم فرستاد به انضمام این پیام
 "ببخشید اگه مزاحم شدم خدا میدونه قصد مزاحمت یا اذیت نداشتم فقط چیزی که آشکار نمیشه بگم رو گفتم. یا علی ..."

خب خواهر یا برادر گرامی که نمیدانم حتی جنسیتت چیست اشتباه معنی کردی دیگر این جمله نمیگوید همین طور سرت را بندازی بروی بهش بگویی که آن هم چی به طور ناشناس
بعد هم از این جمله میشود اینگونه تفسیر کرد که آدم ها باید علاقه شان را به زبان بگویند نه اینکه انتظار داشته باشند طرف مقابل خودش از کارهایمان بفهمد و چون میداند که دوستش داریم دیگر به او نگوییم .

پی نوشت۱: در واقعیت این پیام برایم فرستاده شده نه در این وبلاگ
پی نوشت ۲: وقتی از ناشناس پرسیدم شماره ام را از کجا آوردی این جوابش بود " بیشتر نمیشه توضیح بدم ، دعا کنید خدا کار همه مردم رو درست کنه من هم روش ، بابت شماره هم حلال کنید خدا میدونه که قصدم اذیت یا مزاحمت نبود "
من هرچه فکر کردم نتوانستم بفهمم چه کسی میتوانست این پیام را بفرستد هعی هعی :(
آه که ذهنم دیگر یارای فکرکردن ندارد .
مخم دارد سوت پایان را میکشد به گمانم ...:((((
کمی رحم لطفا باید کرد به این منِ ناشناس  :)

درس خواندن خوبه اگه کنکور و تست نبود آنوقت همیشه درس میخواندم بدون امتحان^_^


بعدا نوشت: ناشناس گرامی که دوست دارم کله اش را به دیوار بکوبم رمزی حرف میزند البته در عکس آن هم برروی پروفایل 

من یه مصرع از شعر گذاشتم اون برداشت بیتش رو گذاشت رو پروفایلش 

بعد من گذاشتم چالش من : ناشناس کیست و پایینش عکس پروفایلش که اشاره به بیت شعره بود رو گذاشتم 

این رو گذاشت

بعد من گذاشتم اشتباه گرفتید 

اینو گذاشت

آقا به مکانی برای کوباندن سرمان احتیاج داریم 

راهی نمیدونید پیدا کنم کیه از شماره تلفنی چیزی :(((

کمککککک

امروزم تو امتحان شیمی بی دقتی کردم شدم ۸/۵ از ۱۰ بعد همه داشتن تقلب میکردن برگه دوتا دوستام با تقلب کپی هم بود معلم میگه برگه هاتون چه قدر شبیه همه تقلب کردید بعد گفت نه از شما بعیده(کی گفته آخه زرنگن ولی استاد تقلبن هیچکیی یعنی هیچکی نمیفهمه شانسم دارن همیشه کنارهمن تو امتحان نهایی هم بغل هم بودن بااینکه شماره هاشون از هم دور بود بازم کنارهم بودن و اونجاهم هیچکی نفهمید اخه بی عدالتی چه قدر ) آخرشم که نفهمید و اونا دروغ گفتن اعصابم خورد شد حالا خوبه اونام مثل من شدن وگرنه ... تو امتحان فیزیکم تقلب کردن 

معلما چرا متوجه نمیشن واقعا که من راضی نیستم 


Unknown 96 ۹۶-۷-۱۵ ۱۸ ۴ ۱۶۴

Unknown 96 ۹۶-۷-۱۵ ۱۸ ۴ ۱۶۴


متن در ادامه مطلب اگه دوست داشتید بخونید

شرمنده ... واسه کمی سبک شدن خودم گریهاخم

سردرگمم


سلام 

خسته شدم حال درس خوندن ندارم آه چه کنم یک سال دیگه مونده :(

زمان زیادیه ولی زود میگذره هرچند سخت خواهد گذشت خیلیییی 

دعا کنین واسم :(

کیا امسال کنکورین؟ 


Unknown 96 ۹۶-۶-۲۵ ۷ ۱ ۸۰

Unknown 96 ۹۶-۶-۲۵ ۷ ۱ ۸۰


آرزوتون رو بگید :

اول از خودم

سلام یکی از آرزوهام اینه یه تلسکوپ پیشرفته داشته باشم ستاره هارو از نزدیک ببینم من عاشق آسمونم مخصوصا شب با ستاره هاش اینقدر آرامش میگیریم که نگو بیشتر تراوشات نویسندگی من در دوران راهنمایی که انشا داشتیم به خاطر نگاه کردن به آسمون بود.

به ستاره نگاه میکردم بعد مینوشتم خخخ همیشه هم اولش میگفتم به آسمان که نگاه میکنم و ... خداوکیلی نوشته هام تو اون زمان و تو اون سن خوب بودش الان خوب نیست :(( 

یادمه یه بار یه انشا داشتیم راجع به مادر بعد من اینقدر ادبی نوشته بودم که وقتی خوندم معلمم گفت از جایی نگاه کردی منم گفتم نه ولی باور نکرد .

یکی از آرزوهامم اینه فیلم واقعا ترسناک ببینم والا این همه فیلم ترسناک خارجی دیدم (ایرانی که نداریم :| ) هیچکدوم واقعا ترسناک نبود . 

یکی از فانتزیام تو دوران راهنمایی این بود معلمارو بترسونم خخخ از بس مارو حرص میدادن ما دوبار تو دوران راهنمایی واسه فارسی تحقیق داشتیم موضوعشم آزاد بود من یکیشو زندگینانه ی شیطان دادم یکیش راجع به جن خخخ البته من خیلی آرومم اینم شیطنت های درونی بود :))))

که اون زندگینامه شیطان و معلمم اصن نخوند ولی نمره داد به جاش داد به یکی از معلمای دیگه م اون خوند گفت خیلی خوبه بعد معلم فارسیم خوند به همراه دخترش به گفته ی خودش شبا میترسید بیاد آب بخوره ها ها ها 

اون تحقیق جن هم عکساش خیلی باحال بود و هم داستانش. اونو نمیدونم خوند یا نه ولی هیچکدومو به من بر نگردوند مال بعضی از بچه هارو برمیگردوند خوبارو نگه میداشت .

البته ناگفته نماند اون تحقیق زندگینامه شیطان اصلا ترسناک نبود بیشتر آگاهانه بود و یه چیزی یاد میگرفتی... اون تحقیق و کپی کردم دارم هنوزم و به خیلیا دادم خوندن و برگردوندن فامیل آشنا غیرآشنا پربرکت بود :)... باشد ثوابی ببریم از آگاه کردن مردم :)))

اینم یکی از عکساش اصن ترسناک نیست :/

ا

شماهم آرزوتونو بگید واسه هم دعا کنیم بهش برسیم :))


Unknown 96 ۹۶-۶-۱۷ ۳ ۳ ۴۳

Unknown 96 ۹۶-۶-۱۷ ۳ ۳ ۴۳


ذهن مشغول

سلام

یه جورایی هنوز هدفمو برای نوشتن مطالب وب پیدا نکردم چون همش تغییر عقیده میدم ... احساس میکردم میتونم اینجا حرفایی که تو دنیای واقعی تو قلبم نگه میدارم و نمیگم که مبادا باعث رنجش کسی بشه اینجا بگم ولی اشتباه میکردم چونکه اصولا ادم حرفای ناراحت کننده ش و نمیتونه بگه و بازهم دوست ندارم اینجا باعث ناراحتی کسی بشم و همینکه زیاد جالب نیست اینکه من بخوام ناراحتیامو اینجا بگم خب که چی همه ناراحتی دارن گناه که نکردن اینجام پست غم بخونن والا.

●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●

داستان وارد شدن من در سن ۱۴ سالگی به اینترنت:

عید بود واسه اولین بار اینترنت وایفا وصل کرده بودیم من عاشق بازی های پرنسسی و تغییر چهره بودم سرچ کردم بازی انلاین دخترونه ، سایت های مختلف بازی آنلاین اومد بالا یکی انتخاب کردم رفتم توش بازی کردم خوشم اومد نوشته بود فقط ۵۰ تا بازی میشه کرد بیشتر از اون باید عضو شی منم ایمیل و... نداشتم بلدم نبودم به داداشم گفتم میخوام عضو شم ایمیلشو بده منو ثبت نام کنه گفت نمیخواد و به درد نمیخوره من اصرار کردم عضو شدم (که وقتی عضو شدم خیلییی کم بازی کردم شاید ۵۰ تا به زور میشد البته دقیق یادم نیست) یک چت باکس داشت که میشد با اعضا حرف بزنی و حالا گذشت ومن با پسرا حرف نمیزدم یک پسری از من خوشش اومد و اصرار از اون و ردکردن ازمن😐😐 زد و موقع امتحانات ترم ، ما اینترنت وصل نکردیم و اینکه کامیپوترمونم خراب شد بعد یکی دوماه که رفتم دیدم پشت سرم دوتا پسر باهم دعوا کردن به من فحش دادن (من چیزایی که ناراحتم میکنه به ذهن نمیسپارم اون موقع یک بار پیاماشون و خوندم و بعد پاک کردم و فقط ناراحتیش برام موند و هیچی از پیامارو حتی همون موقع هم یادم نبود )واقعا همینجوریم 😊

هیچی دیگه منم از اون سایت زدم رفتم یه سایت بازی انلاین دیگه اونجا از بس ناراحت بودم تو قسمت پیاما که حرف میزدیم یک پسری گفتش که با من دوست میشی من به جای اینکه بگم نه گفتم دوست دختر نداری اونم گفت نه‌. شماره داد بهش پیام دادم و اصلا فکرنمیکردم دوستی مجازیمون ۴ سال طول بکشه همیشه شنیده بودم اونایی که دوست میشن در عرض دوماه شکست عشقی میخورن و بهم میخوره دوستی شون 🙂 واسه ما که اینجور نشد 

بالاخره اینم داستان عاشق شدن ما دیگه بیخیال کاری بهش ندارم دیگه هم قول میدم چیزی نگم فقط احساس کردم به خاطر پست قبلی باید اینو توضیح بدم 😰🤒😧

■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■

من همیشه یه چیز جدید ذهنمو مشغول میکنه الانم که کلا به خاطر یه چیز دیگه اومدم وبلاگ زدم کلا نظرم عوض شد پشیمون شدم الان بیشتر ساعت روزمو به اینجا سر میزنم تا درسمو بخونم ...

الان چه کنم که به درسم لطمه نخوره اینجارو هم خیلی دوست 💙

قبلا مثلا خیلی کم وبلاگ هارو نگاه میکردم ولی الان خیلی دوست دارم وبلاگ های مختلف و ببینم و دلنوشته هاشونو بخونم واسم لذت بخشه ...

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم 

شاد باشیدددددد دوستای عزیز جان 😍

طولانی شد شرمنده 👋👋


Unknown 96 ۹۶-۶-۰۷ ۳ ۲ ۵۲

Unknown 96 ۹۶-۶-۰۷ ۳ ۲ ۵۲


سلام
امروز با وجود همه ی مشغله هام یه وقت گذاشتم تو وب گشتم و وبلاگای مختلف و نگاه کردم کمی بیشتر با زندگی دیگران آشنا شدم بعضی دوستان وبلاگ نویس خیلی وقته که ننوشتن بدون خداحافظی و این ناراحتم کرد چون خودم دوست ندارم یه دفعه ای از جایی برم به نظرم اگه من یکی از اون کسایی بودم که دنبالشون میکردم خیلی نگران و ناراحت میشدم از یهویی نبودنشون .
خب امسال تابستون کلا خیلی کم از خونه بیرون رفتم نه مسافرتی نه پیکنیکی ، مهمونیم بیشتر اوقات خودم نمیرم میگم دارم درس میخونم چون
 مهمونی زیاد دوست ندارم ولی دلم یه مسافرت باحال میخواد یه چیز هیجان انگیز و یه تغییر روحیه
به نظرم انرژیم کم شده و این خوب نیست ..😣😥
آقا هیچکی نه نظری میده نه ردی از خودش میزاره 😫 فکرکردم اینجا دیگه قرار نیست تنها باشم 🤧 عیب نداره زوری نیست که 😊راحت باشین عشقا

من عاشق پلیسیم و مدتیه دارم به رشته ی کامپیوتر و برنامه ریزی فکرمیکنم و البته به روانشناسی هم خیلی علاقه دارم ولی خدایی پلیسی یه چیز دیگه است که هرچند اونم یه محدودیت هایی تو ایران داره😔😔

به هیچکی نگفتم وبلاگ زدم میخوامم نگم خودم باشم و خودتون بدون آشنا اینجوری واقعا ناشناس میمونم و این خوبه 😍

من چهارسال و خورده ایه عاشقم و عشقم خیلی عجیب شروع شد و خیلی عجیب تر ادامه پیدا کرد یه جورایی خیلی بچگانه شروع شد ولی بر خلاف انتظار هردومون خیلی طول کشید زمان خیلی زود میگذره انگار و ما اصلا متوجه نمیشیم... من خب وقتی گفتم پیش دانشگاهیم یعنی ۱۷ سالمه و یعنی از ۱۴ سالگی عاشق شدم خب بچه بودم چیزی حالیم نبود تو همون بچگی و دوران بلوغ و تکامل مغز و فهمیدن خیلی چیزا از همون موقع عشق هم در وجودم رشد کرد 😓😖 خب سخته دیگه بعد هیچکسی از دوستیمونم خبر نداشته باشه دیگه خیلیی بده 🤐
البته من یک سال بعد از دوستیم به مامانم گفتم و مامانم خیلی شیک گفت نه اینجور دوستیا خوب نیست و عاقبت نداره و فلان و... منم خیلی عذاب وجدان داشتم و ازاونجا که خیلی حرف گوش کنم دوستیمو قطع کردم و یک سال دوستیمون قطع بود ولی خیلی اتفاقی دوباره ادامه پیدا کرد و اینجا بود که عشق واقعی و هردومون تجربه کردیم البته اینم بگم ارتباطمون در حد تلفن و پیامک و ایناست هردومون واسه دوتا شهر مختلف و دور از همیم و تاحالا همدیگرو حضوری ندیدیم ...
یه موقع هایی واقعا عاشقشم و یه موقع هایی اینقدر از دستش ناراحت میشم که احساس میکنم هیچی دوسش ندارم 😢😢
اون ولی همیشه دوسم داشت و این باعث میشه همیشه شرمنده ش باشم و این مصر بودن و مهربونیش و مستقل بودنش مثل خودم منو شیفته و دلباخته ش کرده ...😳🙈


Unknown 96 ۹۶-۶-۰۵ ۱۲ ۴ ۹۹

Unknown 96 ۹۶-۶-۰۵ ۱۲ ۴ ۹۹


نمیدانم کیستی ، جنسیتت چیست یا اصلا اهل کجایی ، حتی طرز فکرت را هم نمیدانم اما هرچه که باشی باز تو یک آدم هستی...
وجه شباهت همه ی ماها تو آدم بودنمان است👩👨
اما حالا تصور کن یک عالمه تفاوت در مقابل یک شباهت یا شاید دوتا یا حتی سه تا به هرحال تفاوت ها این قدر زیاد هست که شباهت ها در مقابلش چندان به حساب نیاید نمیدانم من چگونه آدمی هستم ای کاش حداقل خودم میتوانستم کاملا خودم را بشناسم من هیچ وقت آدم دورویی نبودم اما در هر شرایطی رفتار خاص خودم را دارم آیا این دورویی است؟
اینکه بدی هاتو دیگران نفهمن یا اینکه ناراحتی ها و شادی هایت را کسی متوجه نشود این دورویی است؟
گاهی این خوددار بودن و بی حس بودنم در ظاهر به شدت خسته ام میکند دوست دارم بروم بالای پل عابر پیاده وسط یک بزرگراه بزرگ و از بالا خودم را به پایین بیندازم اخر خیلی سخت است همیشه تنهایی بار همه ی سختی ها و مشکلات را بکشم همیشه خودم باید با اولین تصمیمات بزرگ زندگیم روبرو شوم و انتخاب های بزرگم را خودم انجام دهم بدون اینکه تجربه ای داشته باشم و یا از نتیجه اش آگاه باشم سخت است دیگر به من حق بدهید مشکل روانی که ندارم بخواهم خودکشی کنم 😔🤐😦
اما میدانی تنها بودن و مستقل بودن و بی احساس بودن و خوب بودن در ظاهر همه و اینکه همه ازت توقع خوب بودن داشته باشن ...با همه ی سختیاش به نظر من به همون اندازه خوبی داره اینجاست که تعادل تقریبا رعایت میشه میدونی اینجوری دیگه یاد میگیری وابسته نباشی که اگه یه بار به مشکل برخوردی خودت بااید مشکلو حل کنی کسی کمکت نمیکنه اینکه اگه یکی دلتو شکستن ناراحت نشی چون یاد گرفتی فراموش کنی و احساستو کمتر نشون بدی ، تو دلت میریزی ها ولی یه دفعه همه جمع میشه یه دفعه همه خالی میشه هعی زارت و زورت اشکت دم مشکت نیست که همه بگن خیلی احساساتی و لوسه 😣😯😔😔
نمیدونما ولی با همه این بعضی اوقات تنهایی ها یه موقع هایی وقتی میشی سنگ صبور یکی دیگه و حالشو خوب میکنی خیلی حس خوبیه فقط بعضی اوقات حسودیم میشه وقتی ناراحتم کسی ندارم که باهاش حرف بزنم و آروم شم البته یه خورده ها فقط یه خورده تقصیر خودمه که خیلی کم اعتماد میکنم و هرکسی و مناسب این کار نمیدونم و به خودم بیشتر از بقیه اعتماد دارم 😄😄😊
شما چه جوری هستین ؟
خیلی دوست دارم بدونم به نظرم هرچه قدر با خصوصیات افراد آشناتر باشی بهتر میتونی تو زندگی ، قدم های مختلف برداری با آدمای مختلف هم صحبت و همراه بشی 😶😶


Unknown 96 ۹۶-۶-۰۴ ۱ ۱ ۴۹

Unknown 96 ۹۶-۶-۰۴ ۱ ۱ ۴۹


سلااااااام

من ناشناس هستم

خوش آمد میگم خدمت دوستای گلم 

خواننده های گرامی 

امیدوارم ازاینکه وبلاگ تازه تاسیس من و انتخاب کردین پشیمون نشین و امیدوارم که این وبلاگ مورد بازدید خیلیا قرار بگیره 😍😍🙁

و قراره که اتفاقای خوبی توش بیفته 

 ان شاالله خدا کمک میکنه و به اون هدفی که میخوام میرسم 

اسمم فعلن ناشناسه از جنسیت و اینا بگذریم که نگفته مشخصه که پسرم 😉😉🤣

امروز ۳ شهریور سال ۹۶ و من امسال کنکور دارم یعنی سال ۹۷ 😣😣

به قول بچه های امروز از اون بچه خرخونااام که خیلی می خونم و همیشه میگم امتحانمو بد دادم ولی خوب میشم نمیدونم والا دروغ نمیگم که بد دادم واقعا ، حالا چه جوری خوب شدمو خدا میدونه 😊😋

اگه سوال درسی هم داشتین در خدمتم قابل توجه بچه های رشته ریاضی 

عاررره از اون بچه خوبام که متواضع و فروتنم و دست و دلباز و خیلی اهل کمک و یه دوست خیلی خوب 

البته فکرنکنین دارم تعریف میکنما نه والا ؛ دارم یه سری مشخصات میدم بیشتر بشناسینم به دردتون میخوره حداقل با طرز فکرم آشنا میشین.

آدم توداریم و همه دردودلاشونو به من میگن چون هم مشاور خوبیم هم آدم رازداری این به گفته ی دوستامه 🤗😄 امیدوارم واقعا خوب باشم

هرچند در ظاهر خیلیا خوبن اینکه آدم باطنشو پاک نگه داره یا حداقل سعی شو بکنه و اگه اشتباه کرد درصدد جبران باشه مهمه و قابل تقدیر و ستایش ...

البته ما کوچیک همتونم هستیم من مطمئنم در مقابل خوبیای شما مورچه م نیستم 

فداتونم 

زیادی حرف زدم 

بازم میگم خوش اومدین 🌹🌹

فعلا باییززز😉


Unknown 96 ۹۶-۶-۰۳ ۰ ۱ ۵۰

Unknown 96 ۹۶-۶-۰۳ ۰ ۱ ۵۰


زندگی آسان یا سخت می گذرد بدون اینکه ما در گذر آن دخل و تصرفی داشته باشیم تنها خداست که قدرتمند و آفریننده این جهان پراز رمز ورازاست اما این ما هستیم که چگونه گذر این روزها را تعیین میکنیم با اعمال و رفتارمون و با عشقی که نثار همدیگر میکنیم و اگه همه تصمیم بگیریم که از خودمون برای ساختن یک زندگی ایده آل شروع کنیم مطمئن باشید که هیچ بدی تو هیچ جای جهان وجود نخواهد داشت پس خوب باشیم و خوبی کنیم تا خوبی نسل به نسل منتقل بشه🤗😍😍😄


دنبال کنندگان بیانی
نویسندگان