تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اینجا ناشناس مینویسد... اگه حرفی زدم که ناراحت شدید معذرت میخوام


متن در ادامه مطلب اگه دوست داشتید بخونید

شرمنده ... واسه کمی سبک شدن خودم گریهاخم

سردرگمم

نمیدانم این جای زندگیم کجاست نمیدانم الان دقیقا چه حس و حالی دارم نمیدانم خوبم یا بدم ...

از بس همیشه احساسم را پنهان کردم و هیچ کس از غم و ناراحتی یا خوشحالیم آگاه نشد ...
الان در این بحران زندگیم خودمم متوجه ی حال و احوالم نمیشوم ...
گیر کرده ام در این نقطه از زندگیم ، گم شده ام ...
گم شده ام در این انتظاری که نمیدانم چیست از این روزهایی که نمیدانم چه اتفاقی افتاده برایم...
از اینکه نمیدانم باید منتظر باشم یانه ...
از انتظار متنفرم و ازاینکه ندانم باید منتظر باشم یا نه بیشتر متنفرم
قبلا یک بار گفته بودم دوست ندارم بدون خداحافظی کسی از زندگیم خارج شود از زندگی منظورم این است که هرکسی اگر به نحوی در حتی لحظه ای از ساعات روزهایم هم اگر بود دوست ندارم بدون خداحافظی برود
حالا چه برسد به دوست چندین ساله م ...
نمیدانم کجاست چکاری میکند و یا چه شده که اینطور بی رحمانه من را بلا تکلیف رها کرده و مرا با این حجم اتفاقات تلخ تنها گذاشته ‌...
گفته بودم دیگر نمیخواهم خوب باشم؟
نه فکر نکنم گفته بوده باشم ...
بلی من آدمی بودم که اینقدر صحبت کردن هایم و رفتارم سنجیده بود که مبادا دل کسی را برنجانم همه ساده پنداشتند من را و هعی زخم زدند و با رفتارشان دل کوچکم را شکستند قلب دختری را که هیچ کس احساساتش را درک نکرد دختری که منتظر بود اگر بیان احساسش را بلد نیست از رفتارش از چشم هایش احساسش را بخوانند اما همه و همه حتی خانواده ام درک نکرد و درد دارد خیلییی ...
امروز من آدمی شدم که ناراحت میشوم خیلی زود کینه به دل میگیرم و نمیبخشم آدم هایی که در مقابل رفتار خوبم بامن چه کردند و چه بی انصافانه حتی شرمنده هم نبودند نیاز به گفتن شرمندگی نداشتم ندارم و نخواهم داشت چشم ها فریاد میزنند احساس آدم هارا کافی بود بخوانم از چشمانشان که پشیمانند اما... چه بگویم از حجم این بی انصافی این آدم های روزگار که دلم بیشتر میشکند موقع بیان این حرف ها ...بگذریم که گفتنش فایده ای ندارد...
یادم می آید روزهایی که اینقدر مثبت اندیش بودم که حتی وقتی ناراحتم میکردند میبخشیدم و جور دیگری به قضیه نگاه میکردم و جوری فراموش میکردم که دیگر هرگززز به خاطر نیاورم ...
اما حالا چه ؟حالا نمیدانم چه باید بکنم ‌...
اینقدر از من آن روزهایم فاصله گرفته ام و اینقدر بار اتفاقات این روزهایم سنگین است که نمیتوانم دیگر آنطور باشم یا شاید نمیخواهم
بله فکرکنم این درست تر باشد نمیخواهم
چون همیشه هرچه که میخواستم میتوانستم انجامش دهم ...
آدم ها دیگر برایم شادی آفرین نیستند همه شان به نوعی دل میشکنند و بی وفایی میکنند و حتی آدم هایی که نشناخته قضاوت میکنند .
خوب بودن به بهای چه ...
پس عمل و عکس العمل کجا رفت ؟؟!
مگر همیشه نگفته اند تو هرکار خوبی کنی به تو برمیگردد پس کجاست نتیجه ی خوبی هایم ...
منی که در تمام سختی های زندگی ات کنارت بودم و دلداری ات دادم وقتی حالت خوب شد و اوضاعت روبه راه شد فراموش کردی ؟؟؟
این انصاف نیست
نمیبخشمت هرگز
چون لایق بخششم نیستی
چون تمام اعتقاداتم را زیر سوال بردی چون باعث شدی من دیگر نخواهم خوب باشم
پس نمیبخشمت چون در حقم خیلی بد کردی...
برایت آرزوی خوشبختی نمیکنم .

#من نوشت تلخ برای دلم اخم


نظرات (۶)

  • دلارام gh
    يكشنبه ۹ مهر ۹۶ , ۱۹:۳۹
    انشالله که قسمت بشه امسال برییییییییییییییییییی
    • author avatar
      Unknown 96
      ۹ مهر ۹۶، ۲۰:۴۸
      ممنون ان شاالله
  • دلارام gh
    شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۲۲:۵۵
    خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ازت معذرت میخوام ابجی
    امیدوارم از حرفم ناراحت نشی که فکرکردم پسری خداروشکر که دخترررریییییییییییییییی
    این روزا اوضاع همه شبیه هم شده غمگین نباش
    به عشق کسی زندگی کن وببخش که تورا بیهوده نیافریده شاید اون بچه ای که کنار جاده دستمال کاغذی
    میفروشه منتظر خنده ی قشنگته که برای زندگی جووون بگیره
    از بی وفایی بعضیام اصلا تعجب نکن این اخر الزمان چه بسا سایه ی ادم از پشتش خنجر می زنه
    امشب احیاست می تونی کلی با خدا درد ودل کنی وخالی بشی
    منم یه روزی اینجوری بودم ولی خدا قسمت کرد رفتم زیارت کربلا فهمیدم که تنها غمی می ارزه که توراه خداااا باشه .....می فهمی چی میگم....؟؟؟؟
    • author avatar
      Unknown 96
      ۹ مهر ۹۶، ۰۰:۴۷
      عیب نداره خواهرجان:)
      بله واقعا همینطوره بنده هم خداروشکر چندان واسه اینجور مسائل غصه نمیخورم ولی الان اوضاع فرق میکنه نمیدونم چه اتفاقی افتاده و  این یه مقدار ذهنمو درگیر کرده نمیتونم درست درس بخونم 
      و ممنونم از حرفات دلارام جان 
      اره میفهمم و دلم پر میزنه واسه کربلا 
      خوشا به سعادتت که رفتی 😭😭
  • ــ حسان ــ
    شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۲۰:۴۴
    به قول یه بنده خدا دوستی را نشاید این غدار
    یه مشهد میرفتی
    • author avatar
      Unknown 96
      ۸ مهر ۹۶، ۲۱:۱۱
      آه بله ...
      مشهد که عالیه هرچند قسمت نداریم بریم 
      ولی...
  • Aramam .F
    شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۱۹:۲۵
    حال دلتون خوش:)
  • Hossein MK
    شنبه ۸ مهر ۹۶ , ۱۵:۳۲
    هعی چی بگم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

زندگی آسان یا سخت می گذرد بدون اینکه ما در گذر آن دخل و تصرفی داشته باشیم تنها خداست که قدرتمند و آفریننده این جهان پراز رمز ورازاست اما این ما هستیم که چگونه گذر این روزها را تعیین میکنیم با اعمال و رفتارمون و با عشقی که نثار همدیگر میکنیم و اگه همه تصمیم بگیریم که از خودمون برای ساختن یک زندگی ایده آل شروع کنیم مطمئن باشید که هیچ بدی تو هیچ جای جهان وجود نخواهد داشت پس خوب باشیم و خوبی کنیم تا خوبی نسل به نسل منتقل بشه🤗😍😍😄


دنبال کنندگان بیانی
نویسندگان