تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
اینجا ناشناس مینویسد... اگه حرفی زدم که ناراحت شدید معذرت میخوام


ذهن مشغول

سلام

یه جورایی هنوز هدفمو برای نوشتن مطالب وب پیدا نکردم چون همش تغییر عقیده میدم ... احساس میکردم میتونم اینجا حرفایی که تو دنیای واقعی تو قلبم نگه میدارم و نمیگم که مبادا باعث رنجش کسی بشه اینجا بگم ولی اشتباه میکردم چونکه اصولا ادم حرفای ناراحت کننده ش و نمیتونه بگه و بازهم دوست ندارم اینجا باعث ناراحتی کسی بشم و همینکه زیاد جالب نیست اینکه من بخوام ناراحتیامو اینجا بگم خب که چی همه ناراحتی دارن گناه که نکردن اینجام پست غم بخونن والا.

●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●

داستان وارد شدن من در سن ۱۴ سالگی به اینترنت:

عید بود واسه اولین بار اینترنت وایفا وصل کرده بودیم من عاشق بازی های پرنسسی و تغییر چهره بودم سرچ کردم بازی انلاین دخترونه ، سایت های مختلف بازی آنلاین اومد بالا یکی انتخاب کردم رفتم توش بازی کردم خوشم اومد نوشته بود فقط ۵۰ تا بازی میشه کرد بیشتر از اون باید عضو شی منم ایمیل و... نداشتم بلدم نبودم به داداشم گفتم میخوام عضو شم ایمیلشو بده منو ثبت نام کنه گفت نمیخواد و به درد نمیخوره من اصرار کردم عضو شدم (که وقتی عضو شدم خیلییی کم بازی کردم شاید ۵۰ تا به زور میشد البته دقیق یادم نیست) یک چت باکس داشت که میشد با اعضا حرف بزنی و حالا گذشت ومن با پسرا حرف نمیزدم یک پسری از من خوشش اومد و اصرار از اون و ردکردن ازمن😐😐 زد و موقع امتحانات ترم ، ما اینترنت وصل نکردیم و اینکه کامیپوترمونم خراب شد بعد یکی دوماه که رفتم دیدم پشت سرم دوتا پسر باهم دعوا کردن به من فحش دادن (من چیزایی که ناراحتم میکنه به ذهن نمیسپارم اون موقع یک بار پیاماشون و خوندم و بعد پاک کردم و فقط ناراحتیش برام موند و هیچی از پیامارو حتی همون موقع هم یادم نبود )واقعا همینجوریم 😊

هیچی دیگه منم از اون سایت زدم رفتم یه سایت بازی انلاین دیگه اونجا از بس ناراحت بودم تو قسمت پیاما که حرف میزدیم یک پسری گفتش که با من دوست میشی من به جای اینکه بگم نه گفتم دوست دختر نداری اونم گفت نه‌. شماره داد بهش پیام دادم و اصلا فکرنمیکردم دوستی مجازیمون ۴ سال طول بکشه همیشه شنیده بودم اونایی که دوست میشن در عرض دوماه شکست عشقی میخورن و بهم میخوره دوستی شون 🙂 واسه ما که اینجور نشد 

بالاخره اینم داستان عاشق شدن ما دیگه بیخیال کاری بهش ندارم دیگه هم قول میدم چیزی نگم فقط احساس کردم به خاطر پست قبلی باید اینو توضیح بدم 😰🤒😧

■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■

من همیشه یه چیز جدید ذهنمو مشغول میکنه الانم که کلا به خاطر یه چیز دیگه اومدم وبلاگ زدم کلا نظرم عوض شد پشیمون شدم الان بیشتر ساعت روزمو به اینجا سر میزنم تا درسمو بخونم ...

الان چه کنم که به درسم لطمه نخوره اینجارو هم خیلی دوست 💙

قبلا مثلا خیلی کم وبلاگ هارو نگاه میکردم ولی الان خیلی دوست دارم وبلاگ های مختلف و ببینم و دلنوشته هاشونو بخونم واسم لذت بخشه ...

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم 

شاد باشیدددددد دوستای عزیز جان 😍

طولانی شد شرمنده 👋👋

Unknown 96 ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۹ ۳ ۲ ۵۲ ناشناس شناسی

نظرات (۳)

  • محمد حسین ظرافتی
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۱۵:۴۱
    سلام
    وب زیبایی دارید
    اگه دوست دارید میتونیم وب هم رو دنبال کنیم.
  • علیـ ــر ضــا
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۰۹:۴۰
    کل پست پیش رو تکذیب کردی 😉 
    خوبه سیر تکامل رو گفتی 😂
    • author avatar
      Unknown 96
      ۸ شهریور ۹۶، ۰۹:۵۴
      خخخ😅😅
      اره یه جورایی تکذیب شده 😁


  • حسنا مـ
    چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۰۰:۳۹
    عجب :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

زندگی آسان یا سخت می گذرد بدون اینکه ما در گذر آن دخل و تصرفی داشته باشیم تنها خداست که قدرتمند و آفریننده این جهان پراز رمز ورازاست اما این ما هستیم که چگونه گذر این روزها را تعیین میکنیم با اعمال و رفتارمون و با عشقی که نثار همدیگر میکنیم و اگه همه تصمیم بگیریم که از خودمون برای ساختن یک زندگی ایده آل شروع کنیم مطمئن باشید که هیچ بدی تو هیچ جای جهان وجود نخواهد داشت پس خوب باشیم و خوبی کنیم تا خوبی نسل به نسل منتقل بشه🤗😍😍😄


دنبال کنندگان بیانی
نویسندگان